تبليغاتX
زندگی زیباست
زندگی زیباست ای زیبا پسند زیبا اندیشان به زیبائی رسند

سرشارم از عشق

جمعه 1386/05/05 ساعت 0:31 AM

من اما ، سرشارم از  بوي زندگي ،
                                      بوي باران ،
                                                         لطافت ،
                                                                  سبزي ؛

سرشارم از دوست داشتن

 دعواهاي دلتنگيم ،             

         توأم با عشق است .


لبخندي بر لبانم و . . . آشتي
 

 

 " پروين "  مي گويد :


                          " هزار كوه گرت سد ره شوند ، برو ! " 

 

و سرشارم از حس رفتن ،


                               ماندن ،


                                        و پرواز  . . .

 

حتي اگر هنوز ، اراده ي كافي نداشته باشم !


اما مي دانم كه سر شارم . .

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

سال نو مبارک

پنجشنبه 1385/12/24 ساعت 9:39 PM
      Image and video hosting by TinyPic

در سایه ایزد تبارک

عید همگی بود مبارک

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

ازاینجا خواهیم رفت

سه شنبه 1385/12/01 ساعت 3:37 PM
Image and video hosting by TinyPic

اگه امشب خوابت نمي بره ستاره ها را بشمار اگه كم اومد قطره هاي بارونا بشمار اگه بند اومد به عشق من فكر كن چون نه كم مي ياد نه بند مي ياد

در عشق شکستم و ببین چه پیر شدم
از بودو نبود این جهان سیر شدم
 چون خواستم از کنار او دور شوم
دیدم که نشد عجب نمک گیر شدم
نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

علی ای همای رحمت توچه آیتی خدارا......

شنبه 1385/10/16 ساعت 3:8 AM
Image and video hosting by TinyPic

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم به خدا قسم خدا را

 

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

باران

شنبه 1385/10/16 ساعت 2:27 AM
Image and video hosting by TinyPic

میخواهم ساعتها زیر باران بمانم  تا اندیشه هایم خیس خیس شود و آب ، هر چه ازو نیست را با خود ببرد.

اندیشه باران خورده موّاج است ، گول وعده های دروغین را  نمی خورد و خود را سرگرم فرداهای محال نمی کند ،به امروز می نگرد و به «اکنون» به اکنونی که ذره ذره آب می شود می رود و به دریای لحظات باطل می پیوندد.

تنهایم و این تنهایی را تکه تکه مزمزه می کنم مثل یک آب نبات و پایانش برای من فقط  لحظاتی کام شیرین است و وقتی تنهایی هم  مرا تنها گذاشت در بیابان برهوت و نحس وجود ، هیچ راهی جز مرگ برایم نمی ماند

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

غنیمت

سه شنبه 1385/09/28 ساعت 0:25 AM
دوست دارم از تو بگم ببخشيدا جسارته اگه بگم تو گلي که مايه خجالته


يه بسته ناقابله پيش کشه چشاي تو پس ميفرستي ميدونم دل مثه کارته دعوته


منتظر يه فرصتم حضوري خدمت برسم خيلي ببخشيدا ولي سرت کي خلوته؟


قرار بودش که من ديگه عاشق هيچکسي نشم نميدونم اسمش چيه؟


 يا وسوسس يا قسمته


راحت بگم اون دلي که خودش يه روز يه خونه بود چشمش به دنبال توي منتظر مرمته


تصورش خوب مشکله که ما کنار هم باشيم نميرسيم به همديگه تلخه ولي حقيقته


يه چيزي قلب عاشق و بدجوري آتيش ميزنه معلومه بودن پاي عشق قشنگترين اسارته


خونه ما تا خونت اونقدا دور نيست نازنين مشکل و درد من فقط نداشتنه سعادته


يه شب نميدونم چي شد رد شدي از تو خوابه من از اون به بعد همش ميگم 


 خوابم يه جور عبادته


خلاصه دوست دارم بيام حضوري صحبت بکنيم هر روزي که تو بگي هر زموني که فرصته


اگه خدا نخواست بيام واسه هميشه پيش تو يه دونه عکس بهم بده اگرچه کلي زحمته


 واون عکست کلي غنيمته

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

در پی تو

یکشنبه 1385/09/26 ساعت 1:22 AM
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

سرنوشت

دوشنبه 1385/09/13 ساعت 7:46 PM
Image and video hosting by TinyPic

 

 

افسوس که سرنوشت را نمیشه از سر  نوشت

 

به یاد دلبند در دانه ام  آیدا

 

که پنج ساله سرنوشت ما رو از هم جدا کرده

 

دخترم ، بند دل غمگینم

 

شیشه عمر غبار آگینم

 

جوجه گمشده در طوفانم

 

شاخه خم شده از بارانم

 

ای جگر پاره ام ، ای نیمه من

 

میوه عشق سراسیمه من

 

گل پیوند دو غربت آیدا

 

ارث عصیان معمایی من

 

امتداد خط تنهایی من

 

ساقه سر زده از نخل تنم

 

جویی از رود خروشان که منم

 

کوکب بخت شبالوده من

 

غزل طبع تبالوده من

 

دخترم ، آیینه اندوهم

 

بانک افکنده طنین، در کوهم

 

پدرت خرد و خراب و خسته

 

خسته ای بر همگان در بسته

 

خانه اش جن زده و متروک است

 

که پر از همهمه مشکوک است

 

روح ها، خاطره ها اینجایند

 

می روند از دلمو می آیند

 

یاد ها خیل کفن پوشانند

 

جز من از هر که فراموشانند

 

کدرم، پنجره بازم نیست

 

کسلم، رخصت آوازم نیست

 

در پی هم قدمی هم نفسی

 

ایستادم که تو از ره برسی

 

آمدی ، باز کن  این پنجره را

 

پر آواز کن این حنجره را

 

پر پرواز تو هستی آیدا

 

نی تویی، ساز، تو هستی آیدا

 

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

یا علی ابن موسی الرضا

شنبه 1385/09/11 ساعت 3:41 PM
Image and video hosting by TinyPic

مي دوم آن سوي نامعلوم کز بويت پراست

تا خراساني که از نور فراسويت پر است

مي دوم آن سو که عطري از تو سوسو مي زند

تا زميني کز گلستانهاي خوشبويت پر است

با زيارتنامه اي در دست مي بينم چنان

چشمهام از قطره هاي گرم آمويت پراست

دامنم از هر چه غير از توست " اي مولا " تهي است

جان من از بارگاه گرم هوهويت پر است

پر بده در آستانت مرغ پر شور مرا

بالهام از شوق پرواز پرستويت پر است

من گرفتارم  رهايم کن امام مهربان

سينه از جوش و جلاي پاک آهويت پر است

مي شوم پروانه اي وقتي که من دورم ز طوس

شمع هم از جلوه زار قدس سوسويت پر است

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

منتظرم

پنجشنبه 1385/09/09 ساعت 8:17 PM
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

آرزو

شنبه 1385/09/04 ساعت 10:32 PM
 

در زندگي هر انچه لياقتش را داريم به ما ميرسد

                    نه انچه که آرزويش را داريم 

 پس سعی کنیم لیاقت آرزوهایمان را داشته باشیم

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

بخشنده

شنبه 1385/09/04 ساعت 10:29 PM

بخشندگي را از گل بياموز،

 

زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش مي‌كند

 

                           را هم خوش بو مي‌كند

 

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

بدون آنکه تو بدانی

شنبه 1385/09/04 ساعت 7:42 PM
عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني

 دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم

 درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني

 گوش خواهم داد بي هيچ سخني

 در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني

 در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حرارتي

 اينگونه شايد احساسم نميرد

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

؟

شنبه 1385/09/04 ساعت 7:38 PM
Love can last forever if you want it to.
           عشق جاودان خواهد بود،اگر چنین بخواهید.
It lets you share, you life with someone
با عشق می توانید زندگی تان را با دیگری شریک شوید
It lets you be yourself, with someone who
Will always support you
با عشق می توانید خود باشید،در کنار او که همواره
پشتیبان شماست.
And not hold any feeling back, you must
Accept each other the way you are and
Not try change each other.
 وهیچ احساسی را ناگفته نگذارید، باید یکدیگر را آن گونه
که هستید بپذیرید و در تغییر هم نکوشید.
In other to have, a lasting relationship
You must be every day always in your heart
اگر در پی عشقی پایدار هستید، باید همواره قلبا در کنار هم باشید.
You must be proud of ach other and love
And not be ashamed to show your sensitive feeling.
باید به یکدیگر و عشقتان افتخار کنید،و از آشکار ساختن ژرفای احساسات
خود شرمی نداشته باشید.
Love is the strongest and most fulfilling emotion
Possible if you live your commitment to love
You will live your dreams between awakenings.
عشق، نیرومندترین و خشنودترین احساس ممکن است،اگر پای بند
به عشق زندگی کنید ، در هنگام بیداری در دل رویا زندگی خواهید کرد.
نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

بامن بمان

شنبه 1385/09/04 ساعت 7:34 PM
عشق يعني تا ابد فاني شدن


عشق يعني عابد و زاهد شدن


عشق يعني همچو ليلا خون شدن


یا چو مجنون راهی صحرا شدن


عشق یعنی تیشه فرهاد ها


عشق یعنی عالم فریاد ها


عشق یعنی زخم کوه بیستون


عشق یعنی ناله های درد و خون


عشق یعنی در جهان رسوا شدن


عشق یعنی یکه و تنها شدن


عشق یعنی التماس و انتظار


عشق یعنی تا ابد با من بمان...!

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

ای رفته با خود دلی شکسته بردی

شنبه 1385/09/04 ساعت 6:38 PM
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

به یاد خالق زیبایی ها

سه شنبه 1385/08/23 ساعت 0:23 AM

 فرشتگان ازخداوند کریم پرسيدند:

 خدايا تو که بشر را دوست داري چرا غم را آفريدي ؟

خالق یکتا فرمود : غم را به خاطر خودم آفريدم

چون اين مخلوق عزیز  من تا غمگين نباشه

به ياد خالقش نمي افته!!

بیایید در زمان شادی هم بیاد پروردگارمان باشیم  

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

هر آنچه میخواهیم بده...

چهارشنبه 1385/08/10 ساعت 9:29 PM
 خداوندا به ما عشق عطا فرما  تا در گذار زمان  گم نشویم 

                                        و

   دلی عطا فرما  تا عشق را درک کنیم

                                        بار الهی

و به ما بیاموز دوست داشتن را 

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

افسوس

سه شنبه 1385/08/09 ساعت 10:42 PM

    یکی را دوست می دارم ولی افسوس او هرگز نمی داند........................

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

تاریکی نابودی نیست

شنبه 1385/08/06 ساعت 9:55 AM
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

طلب عشق

پنجشنبه 1385/08/04 ساعت 2:23 PM
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

زندگی چیست؟

پنجشنبه 1385/08/04 ساعت 0:28 AM

از کبوترپرسیدم : زندگی چیست؟ پرهایش را تکان داد و جواب نداد

ازدریا پرسیدم:زندگی چیست؟ خروشید و جوابم را نداد ازآفتاب

 پرسیدم:زندگی چیست؟ غروب کرد وجوابم را نداد ازانسان

 پرسیدم:زندگی چیست؟ گفت: زندگی خون دل خوردن است اولش

عشق وبعد مردن است

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

با تو تا آخر شب بیدارم

شنبه 1385/07/29 ساعت 10:40 AM
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

یا مصبب الاسباب

جمعه 1385/07/28 ساعت 10:12 PM
Image and video hosting by TinyPic

 

به نام آنکه همه هستی ازاوست

 
اي كسي كه گره هر سختي به دست تو گشوده شود
و اي كه تندي شدايد به عنايتت مي شكند
اي كه راه بيرون شدن از تنگي ورفتن به سوي آسايش از تو خواسته شود
دشواريها به لطف توآسان گردد و وسائل زندگي واسباب حيات به رحمت توفراهم آيد
و قضا به قدرتت جريان گيرد و همه چيز به اراده تو روان شود
 تنها به خواست تو بي آنكه فرمان دهي همه چيز فرمان برد
 و هر چيز محض اراده ات   بي آنكه نهي كني از كار بايستد
در تمام دشواريها تو را مي خوانند و در بليات و گرفتاريها به تو پناه جويند
غير از بلايي كه تو دفع كني بلايي برطرف نگردد
  و گرهي نگشايد مگر تواش بگشايي ،
الهي ، بلايي بر من فرود آمده كه سختي و ثقل آن مرا درهم شكسته
و گرفتاريهايي بر من حمله ور شده كه تحملش براي من دشوار است
و آن را تو از باب قدرتت بر من وارد كرده اي و به اقتدار خود متوجه ام نموده اي
اله من چيزي را كه تو آورد اي كسي نبردو آنچه تو فرستاده اي ديگري باز نگرداند
و بسته تو را كسي نگشايد و چيزي كه تو بگشايي ديگري نبندد
و آنچه را تو دشوار نموده اي كسي آسان نكند
و آن را كه تو ذليل كرده اي ياوري نباشد
پس بر محمد و آلش درود فرست
  و به رحمتت الها در آسايش را به رويم باز كن
و به قدرتت صولت سلطان غم را در ميدان حيات من بشكن
و مرا در موردي كه از آن شكوه دارم به عنايت و احسانت كامياب كن
و به درخواست من شيريني اجابت بچشان
و از سوي خودت رحمت و گشايشي دلخواه نصيبم فرما
و برايم نجات و خلاصي سريع از گرفتاريها مقرر كن
و مرا به خاطر چيرگي غم از رعايت واجبات و بكار بستن مستحبات خود باز مدار
چرا كه من به سبب آنچه به سرم آمده بي تاب و توان شده
و قلبم از تحمل آنچه در زندگيم رخ نموده لبريز از اندوه گشته
و تو به رفع گرفتاريهايم و دفع آنچه در آن افتاده ام توانايي
پس قدرتت را درباره من به كار بر گرچه از جانب تو مستحق آن نيستم
                           **        اي صاحب عرش عظيم    


 

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

یک شب سرد زمستانی

سه شنبه 1385/07/25 ساعت 11:47 PM

 

یک شب سرد زمستانی..

آسمانی صاف و نورانی

قصه عشق من و تو رو به دلها بود پنهانی

زیر نور مبهم مهتاب میدیدم

غنچه ی عشقی که وا میشد به تنهایی

و احساسی که میترسید از شب های طولانی

از این باد و باران های طوفانی

و رویایی که پر بود از پریشانی

یک شب سرد زمستانی ..

دلم را عاشقت کردم به آسانی

هنوزم می تپد قلبم برای روزهای بارانی

برای چشم های عاشق پاکی

که پر بود از صدای عاشق صدها قناری

 

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

آغاز و پایان

سه شنبه 1385/07/25 ساعت 2:6 AM
        آری آغاز دلسپردنهاست            گرچه پایان راه ناپیداست

      من ز پایان ندارم اندیشه            که همین دوست داشتن زیباست

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

دوستت دارم

دوشنبه 1385/07/24 ساعت 1:48 AM
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

اشک عاشق

دوشنبه 1385/07/24 ساعت 1:34 AM
Image and video hosting by TinyPic

 

قطره‌ دلش‌ دريا مي‌خواست. خيلي‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خدا گفته‌ بود.
هر بار خدا مي‌گفت: از قطره‌ تا دريا راهي‌ست‌ طولاني. راهي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري. هر قطره‌ را لياقت‌ دريا نيست.
قطره‌ عبور كرد و گذشت. قطره‌ پشت‌ سر گذاشت.
قطره‌ ايستاد و منجمد شد. قطره‌ روان‌ شد و راه‌ افتاد. قطره‌ از دست‌ داد و به‌ آسمان‌ رفت. و هر بار چيزي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري‌ آموخت.
تا روزي‌ كه‌ خدا گفت: امروز روز توست. روز دريا شدن. خدا قطره‌ را به‌ دريا رساند. قطره‌ طعم‌ دريا را چشيد. طعم‌ دريا شدن‌ را. اما...
روزي‌ قطره‌ به‌ خدا گفت: از دريا بزرگتر، آري‌ از دريا بزرگتر هم‌ هست؟
خدا گفت: هست.
قطره‌ گفت: پس‌ من‌ آن‌ را مي‌خواهم. بزرگترين‌ را. بي‌نهايت‌ را.
خدا قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت: اينجا بي‌نهايت‌ است.
آدم‌ عاشق‌ بود. دنبال‌ كلمه‌اي‌ مي‌گشت‌ تا عشق‌ را توي‌ آن‌ بريزد. اما هيچ‌ كلمه‌اي‌ توان‌ سنگيني‌ عشق‌ را نداشت. آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توي‌ يك‌ قطره‌ ريخت. قطره‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور كرد. و وقتي‌ كه‌ قطره‌ از چشم‌ عاشق‌ چكيد، خدا گفت: حالا تو بي‌نهايتي، چون كه‌ عكس‌ من‌ در اشك‌ عاشق‌ است.

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |

رندگی

چهارشنبه 1385/07/19 ساعت 6:23 PM
  آری آری زندگی زیباست   

         

   زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست 

نوشته شده توسط بابایی | موضوع: | لینک ثابت |